استاد ميگويد
وقتي به طريق روح خويش ميرسي دري را ميابي كه عبارتي بر ان مكتوب است
به نزد من برگرد و ان عبارت را برايم بگو
مريد جسم و روحش را وقف جست و جو ميكند و يك روز به ان در ميرسد
به نزد مرادش برميگردد و ميگويد نوشته شده بود
غير ممكن است
استاد ميپرسد اين جمله روي ديوار بود يا در؟
مريد پاسخ ميدهد روي در
خوب پس دستگيره را بگير و در را باز كن
مريد اطاعت كرد.از انجا كه ان جمله روي در نقش شده بود وقتي در به كنار رفت
ان جمله هم كنار رفت!!!در كاملا گشوده بود مريد ديگر ان عبارت را نميديد
و به راه خود ادامه داد.
(( مكتوب اثر پائولو كوئيلو ))
سفاهت عاشق پيشگي دارند
من......شجاعت عاقل بودن دارم
انقدر كه ميدانم
وقتي كه عشق از در مي ايد
رنج است كه با ان
خروار خروار....بر سر....اوار ميشود
امشب از اون شباست که من دوباره دیوونه بشم
تو مستیو بیخبری اسیر میخونه بشم
امشب از اون شباست که من دلم میخواد داد بزنم
تو شهر این غریبه ها دردمو فریاد بزنم
دلم گرفت از اسمون هم از زمین هم از زمون
تو زندگی چقدر غمه دلم گرفته از همه
خودت ميدوني....ميدونم دليل رفتنت چي بود
اما ميتونستي نري
چرا ميگي
قسمت نبوداگه قسمت نبود چرا تو موندي
خدا چرا مارو بهم رسوندي
اگه ميدونستي يه روزي ميري
چرا روزارو تا اينجا كشوندي
چي بودم...
چي شدم...بخاطر توولي پشت دلم رو خالي كردي
حالا اسمت مياد گريم ميگيره
نميدوني كه با دلم چي كردي
اگه درحق تو خوبي نكردم
بدون كه خالي بود دستاي سردم
ولي من در عوض هرچي كه بودم
با احساسات تو بازي نكردماگرچه ميدونم دوسم نداري
به هر در ميزنم تنهام نزاري
اگر پاي كسي هم در ميونه
بزار اسمت اقلا روم بمونه
دم اخر بزار دست توي دستام
بزار بهت بگم دردم چي بوده
فقط لطفي كن و حرفامو بشنو
شايد ديگه نگي
قسمت نبودهاگه تصميم رفتنو گرفتي
ببخش اگه پشيمونت نكردم
اره من واسه تو كم بودم اما
با احساسات تو
بازي نكردمنه اينكه بي تو نخندم.....نه
اما به نيامدن هميشه ي نگاهت قسم
تمام خطوط اين خنده هاي خواب الود
با هاي هاي گريه هاي شبانه
از رخساره ي خسته و خيسم پاك ميشوند
چرا دنيا پره از حادثه هاي وارونه
عاشق يكي ميشي كه عاشقي نميدونه
من به دنبال تو
و تو دنبال يكي ديگههيچكدوم از ما دوتا به اون يكي راست نميگه
چقدر بين دلا و حرفاي ما فاصله ست
چشامون ميخنده اما دلامون بي حوصلست
صدای شکستنم رو نشنیدی
یادته بهت میگفتم نمیمونی
اخرش به حرف من رسیدی
پیچکای باغچمون خشک شده پژمورد
خاطرت ما رو تو قصه ها برد
دلی که حتی به حرفای تو خوش بود
دیدی اخرش چیجور تو دست تو مورد
منو دادی به بهانه به یک حرف عاشقانه
چه فروختی منو اسون زیر قمت هیچ ارزون
اروم اروم بازی بازی زندگیم دادی به بازی
ما که باختیمو تموم شد الهی خودت نبازی
باسه موندن تو موندم تو چه بیخیال پریدی
رفتی زدی شکستی گلدون اقاقیارو
چه کنم به باغ بی گل باغ سرو بی بهارو
مثل ایینه شکستم تو ندیدی
خسته ام از بغض كهنه
عشقسنگينه تحملش تو صدام
خوبه كه به ياد تو قانعم
ميتونم بگذرم از شكوه هام
باورش سخته برام ولي من
ميرم و چيزي ازت نميخوام
اما بدون هرجا برم بعد تو
بغض
عشق ميمونه از تو برامبغض من وا نميشه تو صدام
خدايا
يه دريا گريه ميخوامنفهميد اون كه بايد ميدونست
بيشتر از جون هنوز عزيز برام
با
جدايي هيچي تموم نميشهعاشق از عاشقي سير نميشه
بگو تو اگه عاشق نبودي
عاشقت از تو دلگير نميشه
بغض
عشق مونده هنوز تو صدامهنوزم هيچي ازت نميخوام
در جلسه امتحان عشق من مانده ام و یک برگ سفید یک دنیا حرف نا گفتنی و یک بغل تنهایی دل تنگی
آخه درد دل من تو این کاغذ جا نمیشه در این سکوت بغض الود قطره اشکی سر سره بازی می کند و
برگ سفید عاشقانه قطره را در اغوش.................. می کشد
عشق تو نوشتنی نیست
عشق تو گفتنی نیست
عشق تو خوندنی نیست
عشق تو ...........نیست
در برگه در کنار ان قطره یک قلب کوچک می کشم
(وقت تمام شد برگه ها بالا )
خدايا
به من زيستني عطا كن كه در لحظه مرگ بر بي ثمري لحظه اي
كه براي زيستن گذشته است حسرت نخورم
و مردني عطا كن كه به بيهودگي اش سوگوار نباشم
بگذار تا ان را من خود انتخاب كنم اما انچنان كه تو دوست داري
چگونه
زيستن را تو به من بياموز!.... چگونه
مردن را خود خواهم اموختدكتر شريعتي
گفتم : اگه بارون نیمد چی ؟
گفتی :اگه چشمای قشنگ تو بباره اسمون گریش می گیره .
گفتم : ۱ خواهش دارم
گفتی : بفرما
گفتم : هروقت بارون امد میای پیشم ؟
گفتی :چشم .
ولی حالا دیگه هروقت بارون میباره تو اون دورا ازم می خند !!!!!
حتی نباشی نازنین دوست دارم یه عالمه
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
باز دوباره تنهایی شبو سکوتت
باز دوباره یاد تو غم نبودت
باز دوباره بهت میگم تنهام گذاشتی
باز دوباره رفتی این بغض توی صدام گذاشتی
می خوام بهت بگم پیشم بمون اما نمیشه
می خوام بگم نرو نرو مگه چی میشه
بعد تو پرسه میزنم شبای سردو خسترو
تو رفتی منو حس پشت سرت گفتن نرو
سهم من شبای تارک سهم تو فردای روشن
مجبورم نکن بگم که به تو هیچ حسی ندارم اخه این دروغ اما دیگه چاره ای ندارم تو بدون تا اخر عمر از دلم نمیری هر گز نمی خواد که سخت بگیری خیلی اسون خدا حافظ
(جز با صدای تو اروم نمی گیرم اهسته تنها قرق تو می میرم)
be yad avalen salgard tanhai va TANHAI
بايد فراموشت كنم چنديست تمرين ميكنم
من ميتوانم ميشود ارام تلقين ميكنم
با عكسهاي ديگري تا صبح صحبت ميكنم
با ان اتاق خويش را بيهوده تزيين ميكنم
سخت است اما ميشود درنقش يك عاقل روم
شب نه دعايت ميكنم نه صبح نفرين ميكنم
حالم نه اصلا خوب نيست تا بعد بهتر ميشود
فكري براي اين دل تنهاي غمگين ميكنم
من ميپذيرم رفته اي وبر نميگردي همين
خود را براي درك اين صدبار تحسين ميكنم
خوابم نمي ايد ولي از ترس بيداري به زور
با لطف قرص قد نقل يك خواب رنگين ميكنم
اين درد زرد بي كسي برشانه جاخوش كرده است
از روي عادت دوستي با بار سنگين ميكنمهرچه دعا كردم نشد شايد كسي امين نگفت
حالا تقاضاي دلي سرشاراز امين ميكنم
نه اسب نه باران نه مرد تنهايم واين دايمي ستاسب حقيقت را خودم با اين نشان زين ميكنم
يا مي برم يا باز هم نقش شكستي تلخ را
در خاطرات سرخ خود با رنج اذين ميكنم
حالا نه تو مال مني نه خواستي سهمت شوم
اين مشكل من بود وهست درعشق گلچين ميكنم
كم كم ز يادم ميروي اين روزگار ورسم اوست
اين جمله را با تلخي اش صدبار تضمين ميكنم
(مريم حيدرزاده)!شكستممممممممممممممممم خدااااااااااااااااااااا
در اين سخاوت سيمگون ماه
باز از كرانه چشمانت ميگذرم
باز ستاره ها طوافت ميكنند
باز دوباره با هاله اي از مهتاب
رنگ ارغواني پاييز را در احساست پنهان ميكني
رنگ سرخ شفق را در دلت انكار ميكني
با جادوي لبخندت سحرم ميكني
با ابي دريا ارامم ميكني
اه ! ميخواهم كه جاودانه بنالم به دامنت
...... اي كه
!!! اي كه هيچ وفا نيست با منت
من گمان ميكردم
دوستي همچون سروي سرسبز
چهار فصلش همه اراستگي ست
من چه ميدانستم
هيبت باد زمستاني هست
من چه ميدانستم
سبزه يخ ميزند از سردي دي
سبزه ميپژمرد از بي ابي
من چه ميدانستم
!!! دل هركس دل نيست
قلب ها صيقلي از اهن و سنگ
.........! قلب ها بي خبر از عاطفه اند
عشق يعني مستي وديوانگي
عشق يعني با جهان بيگانگي
عشق يعني شب نخفتن تاسحرعشق يعني سجده ها باچشم تر
عشق يعني سر به دار اويختنعشق يعني اشك حسرت ريختن
عشق يعني در جهان رسواشدن
عشق يعني مست وبي پرواشدن
عشق يعني سوختن يا ساختن
عشق يعني زندگي را باختن
عشق يعني انتظار و انتظار عشق يعني هرچه بيني عكس يارعشق يعني ديده بر در دوختن
عشق يعني در فراقش سوختن
عشق يعني لحظه هاي التهاب
عشق يعني لحظه هاي ناب ناب
عشق يعني سوز ني اه شبان
عشق يعني معني رنگين كمان
عشق يعني شاعري دلسوخته
عشق يعني اتشي افروخته
عشق يعني با گلي گفتن سخن
عشق يعني خون لاله بر چمن
عشق يعني شعله بر خرمن زدن
عشق يعني رسم دل برهم زدن
عشق يعني يك تيمم يك نماز
عشق يعني عالمي رازونياز
عشق يعني با پرستو پرزدن
عشق يعني اب بر اذر زدن
عشق يعني چون
محمد پابراهعشق يعني همچويوسف قعرچاه
عشق يعني بيستون كندن بدست
عشق يعني زاهد اما بت پرست
عشق يعني همچو من شيدا شدن
عشق يعني قطره ودرياشدن
عشق يعني يك شقايق غرق خون
عشق يعني درد ومحنت در درون
عشق يعني يك تبلور يك سرود
...... عشق يعني يك سلام و يك درود
فضای آشیانه را .............. ؟
به قول امید که تو شعر جداییش میگه : باران می بارد امشب دلم غم دارد امشب آرام جان خسته رحمی سپاد امشب در نگاهت مانده چشمم شاید از فکر سفر بر گردی امشب از تو دارم یادگاری سردی این بوسه را پیوسته بر در. قطره قطر اشک چشمم می چکد با نمنم باران به دامن بسته ای بار سفر را با تو ای عاشقترین بد کرده ام من
رنگ چشمت رنگ دریاست سینی من دشت غمهاست یادم آیدزیر باران با تو بودم با تو تنها !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
این کلام آخرینت برده میل زندگی را از سر من
کی رود از خاطر من اخرین بوسه شبی در زیر باران
نگاه
طاقت نگاه بارونيتو ندارم اخه دلمو به اتيش ميكشه نميدوني وقتي نگات بارونيه بيشتر از هروقت وهرلحظه اي خواستني ميشي ولي باهمه قشنگيش طاقت ديدنشوندارم چون دوست ندارم تواون چشاي رويايي چيزي جز شادي ببينم!!!
طاقت نگاه صبورتو ندارم اخه حس بچه بودن بهم دست ميده نميدوني وقتي با نگاه صبورت كه مثل نگاه يه معلم به دانش اموزتنبلشه نگام ميكني چقدر دوست دارم از زير اين نگاه تحقيراميز فرار كنم وزير بارون خدا پناه بگيرم تا هرچي تحقيرو به جون خريدم زير دونه هاي الماسي بارون بشورم ورها بشم!!!!
طاقت نگاه ترحم اميزتو ندارم اخه حس اضافه بودن بهم دست ميده نميدوني وقتي ترحم ودلسوزي تو چشات موج ميزنه چقدر شبيه پدراي مهربوني ميشي كه تباه شدن بچه هاشونو ميبينن وكاري نميتونن بكنن.وقتي با اون ترحم لعنتي نگام ميكني حس ميكنم به اندازه همه زندگيم بهت مديونم كه داري اين يه لحظه رو تحملم ميكني وبه روي خودت نمياري غافل از اينكه نگاهت واضح وروشن همه چيزو لو داده!!
طاقت نگاه عصبانيتو ندارم اخه اونوقته كه بايد كورسوي اميدمو خاموش كنم وتارك دنيا بشم.وقتي با عصبانيت نگام ميكني حس ميكنم اون يه ذره صبوري وترحمتم تموم شده وميخواي با همه وجودت فرياد بزني وبگي كه
لعنتي برو حالم ازت بهم ميخوره
!!!طاقت نگاه مهربونتم ندارم گرچه خيلي خيلي پرستيدني ميشي ولي ميدونم اين مهربونيتم به خاطر اينه كه يا من دارم ميرم يا حداقل براي مدتي چشاي نازت بهم نمي افته وخيالت جمع ميشه كه فعلا از شرم خلاصي واسه همين ترجيح ميدي مهربون باشي تا يه خاطره خوش بسازي واسه روزاي دوريم كه من باز با همين خاطره كذايي دلمو خوش كنمو شعله ي عشقتو شعله ورتر........
اخ كاشكي انقدر ...... نبودي!!!!
طاقت نگاه سردتو كه اصلا ندارم اخه هرچي دارم وندارمو با اين نگاه زير پاهات له ميكني ووجودمو به مسخره ميگيري...
وقتي با تمام شوق وذوقي كه تو وجودم فوران ميكنه براي ديدن اون چشاي قشنگ وروياييت پيش قدم ميشم به اميد يه نگاه .....
ولي وقتي با اون نگاه سردوخاموش يه نظر بهم ميندازيو زير لب يه سلام سرد تر از هميشه ميگي دوست دارم اتيش بگيرم...فنا شم...ديوونه بشم..بميرم ولي از اون لحظه رها بشم واونجاست كه هزار مرتبه خودمو لعنت ميكنم كه اي كاش اين دل عاشقت نبود واي كاش اين دل لعنتي تورو با همه وجودش نميخواست و اي كاش ميتونستم شعله عشق نازتو تو قلبم به خاكستر بشونم!!!!!.....
من فقط يه نگاتم فقط واسه يه نگاته كه حاضرم بميرم فقط واسه يه نگاته كه حاضرم تمام زندگيمو بدم ودنيا تو همون يه لحظه و يه نگاه حتي واسه يك ثانيه خلاصه بشه وبه پايان برسه و اون نگاه وقتي يه كه
با يه نگاه عاشقانه و رويايي تو چشام زل ميزني و من از تو چشاي رنگ شبت چيزيو ميخونم كه يه عمر دنبال شنيدنشم
اره عشقم من عاشق همون نگاهي ام كه هميشه ازم دريغ ميكني و نثار رقيب ميكني!!!
نمي زاره عکس تو ازم گرفتي ديگه اميدي ندار م
خبري ازت ندارم ولي دنبالت ميگردم بغض وجودم گرفته
باورم کن پر دردم
حالا گل خشکت تنها يادگاره
ديگه هرشب توي خوابم چشماي تورو ميبينم
ارزوم تورو يک بار توي بيداري ببينم
بيا و باز دوباره پيشم دارم از دوريت ميسوزم تو رفتي تا بي نهايت چشم به راهتم عزيزم
سهم من از تو دوری
تو لحظه های بی کسی
قنشگی قصه ماست که ما به هم نمیرسیم
بر آشیان عاشق ترین شکوفه های بهاری نوید پرستوهای عاشقی را میدهد که در آشیانه عشق لانه گزیدن....<<<<<<<<
>>>>>>>>>...............